يادم افتاد به يك جرياني كه ميگن يه پيرمردي تو خيابون هر خانمي را كه رد ميشد يا دستمالي ميكرد يا بهش تيكه مينداخت. بنده خدايي ديدش گفت انشالله خدا شما را به راه است هدايت بكنه پيرمرده هم برگشت گفت كه خدا فقط راستش كنه من خودم هدايتش مي كنم. حالا اين دولت ما تا زماني كه خدا براشون با نفت بالاي 100 دلار راستش كرده بود خودشون براحتي هدايتش مي كردند و حالا كه نفت اومده زير 50 دلار ديگه براي هدايتش هم به خدا دل بسته اند!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:0  توسط ناظر
|
شما هم حتما خبر مرد 86 زنه نيجريه اي را شنيده ايد. چيزي كه تو اين خبر بيشتر از همه توجه منو جلب كرد نگهداري اين 86 زن در يك خانه بود. آنوقت آن احمقهاي نيجريه اي اين مرد بزرگ را به اعدام محكوم كرده اند، شما كدام مرد ايراني را مي شناسيد كه بتواند دو زن را به عنوان هوو توي يك خانه بدون خون و خونريزي نگه دارد؟ اصلا اگر خانمها به من ايراد نگيرند از شما مي پرسم كه كدام مردي را مي شناسيد كه بتواند دو زن را به عنوان همكار بدون جنگ و دعوا در يك اتاق كنار هم نگه دارد؟ آنوقت اين بزرگمرد نه دو تا بلكه 86 تا زن را(آن هم هوو) را توي يك خانه در كنار هم نگهداري مي كرد. به نظرم دنيا بايد از اين مرد تقدير مي كرد و جايزه صلح نوبل را بهش مي دادند و بعدش هم نيجريه اي ها سريع رئيس جمهورشان را بركنار كرده و اين بزرگمرد را جايش مي نشاندند نه اينكه به همين راحتي نخبه كشي كنند و يكي از بي نظيرترين مردان تاريخ را به مرگ محكوم كنند.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:49  توسط ناظر
|
سیاه بازیه آقا جان! مگه میشه شریعتمداری همچین مقاله تندی را بدون اجازه رهبری یا بدون اطلاع احمدی نژاد منتشر کنه؟ تا عبارت " با اطلاع دقیقی که از اصل ماجرا دارم" تو مقاله اول که یادتون نرفته. به نظرم چاپ مقاله به اون تنی و معذرت خواهی به این سرعت همه اش سیاه بازیه تا احمدی نژاد را که تو مجلس با وزیرانش به گند کشیده شده بودند را کمی تطهیر کنند و مظلوم جلوه اش بدند و بگویند که خیلی از این انتقاداتی که در مجلس در روز رای اعتماد شد مثل این ماجرا دروغی بوده که رئیس جمهور و وزرایش نسبت می دهند.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 12:46  توسط ناظر
|
اين جوان 27 ساله مدعي شد از يك ماه قبل به قصد خواستگاري به منزل خانوادهايمراجعه كرده اما بعد از گذشت زماني متوجه شده دختر مورد نظر خواستگار ديگري نيزدارد. بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پروندهگفت: اين جوان مدعي شد روزي در حال عبور از خيابان بوده كه خواستگار رقيب به همراه 3 نفر ديگر از دوستانش اقدام به ربودن اين فرد كرده است.وي ادامه داد: ربايندگان پس از بردن وي به حوالي رباط كريم دست و پاي وي را بسته و اقدام به آزارو اذيت شيطاني وي كردهاند و سپس بدن بيجان وي را در همان محل رها كردهاند.
نظر:
1- آهای خانم جان! تو احیانا خواستگار قبلی که نداشتی؟
2- استغفراالله چه زمونه ای شده...
3- میگم بی قانون ترین جای دنیا در همه زمانها کجا بوده؟ آیا اونجا هم از این اتفاقات می افتاده؟
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 19:55  توسط ناظر
|
نقل میکنند که یه بابایی چشم درد گرفت. رفت سراغ دامپزشک و دامپزشک هم دوایی که برای چشم درد چهارپایان تجویز میکرد را برای او هم تجویز کرد و مرد هم استفاده کرد و کور شد! مرد شکایت پیش قاضی برد و قاضی هم چنین حکم داد که: تو اگر خر نبودی پیش دامپزشک نمیرفتی. حالا حکایت سیاست خارجی ماست که اگر خر نبودیم پیش روسیه و چین و هند و پاکستان و بورکینافاسو نمی رفتیم و از اول ....
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:30  توسط ناظر
|
محمد کريمي مسئول پیشین حراست ميانگذر درياچه اروميه معتقد است:افرادي که دراينجريان مافيايي قرار دارند نمي خواهند پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه به اين زوديها به پايان برسد وبه هر شکل ممکن در روند کار اخلال ايجاد مي کنند. ويچگونگي عملکرد اين جريان مافيايي را اين گونه توضيح مي دهد:تابه حال هر شخص کاردانيکه خارج از دايره اين جريان به عنوان مدير پروژه به کار گمارده شده است، به شکلخاصي از سوي اين جريان مورد هجوم قرار گرفته وپس از مدتي به دليل عدم امکان ادامهکار تحت جو مسموم ايجاد شده ،از ادامه فعالیت کناره گيري کرده واز همين رو پايانيافتن پروژه به تعويق افتاده است. کريمي ازچهارنفر به عنوان مديران پروژهميانگذر که توسط اين جريان فراري داده شده اند نام مي برد: صانعي ،بدري پور ، عابديو باربد....کريمي همچنين به خاطر مي آورد ناظر خارجي پروژه از تخلف صورت گرفته اظهارناراحتي ميکرد ودراعتراضات خود دائماً اين عبارت را بکار مي برد :"شما به پروژه اي که متعلقبه خودتان است خيانت مي کنيد."
نظر:
يادش بخير يه زماني با يه آمريكايي كه تحت لواي شركتهاي كانادايي به ايران آمده بود كار مي كردم. يكروز ازش پرسيدم بعد از يكسال كه تو ايران هستي به نظرت چرا ما ايراني ها نميتونيم مثل شما آمريكايي ها پيشرفت كنيم؟ طرف هم نه گذاشت و نه برداشت برگشت گفت:
ما آمريكائيها مغزمون تو كاره و ك ي ر مون تو ك س ولي شما ايراني ها ك ي ر تون تو كاره و مغزتون تو ك س.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:45  توسط ناظر
|
تو رو خدا موقع صکص توی آینه نگاه نکنید. ینی اصن جایی که آینه هست با کسی صکص نکنید.میدونم اینجور چیزا خیلی برنامه بردار نیست ولی شما تلاشتون بکنید موقع صکص توی آینه نگاه نکنید. من واسه خودتون میگم وگرنه واسه من فرقی نمیکنه شما کجا صکص کنید. ولی خیلی بدجوره درست وقتی داری ارگاسم میشی سرت بیاری بالا و خودت توی آینه ببینی.فرقی هم نمیکنه با کی صکص کنی با زنت با شوهرت با دوسپسرت با یه جنده. فقط توی آینه نگاه نکنین.....
(از کتاب فجایع طبیعی اثر تام ویتس)
نظر:
خبر این دفعه همچین خبر هم نیست ولی چون
من یاد خاطره یکی از آشناها انداخت گفتم اینجا بنویسمش:
این آشنای ما تعریف می کرد که قبل از
انقلاب و به دلیل باد جوانی به خانه عفاف(ج ن د ه خ ا ن ه سابق) مراجعه کرده و پس
از طی مراحل ابتدایی به اتاق مورد نظر رهنمون شد. قبل از انجام عملیات از وجود
آینه بزرگ تمام قدی که بر روی دیوار پایین تخت ابراز تعجب میکنه و فلسفه وجودی اون
را از کارمند مربوطه (ج ن د ه سابق) سوال میکنه و طرف در پاسخ دلیل وجود اینه را علاقه خودش به دیدن عملیات در
حین اجرای اون از طریق این آینه عنوان میکنه.
خلاصه عملیات شروع میشه و وسط اون
ناگهان آشنای ما متوجه میشه که کارمند مربوطه انگشت میانی اش را خیس کرده و با
بیرحمی در ماتحت این رفیق ما فرو می کند و آنرا حرکت می دهد. این آشنای ما میگفت
که به مرحله ای از عملیات رسیده بود که از حال طبیعی خارج شده بود و امکان جدا شدن
برایش میسر نبوده و تا زمانی که رفیق ما داشته تلمبه خودش را میزده آن کارمند هم
به نوعی به تلمبه زدن مشغول بوده...
بعدها که آشنای ما رفقای خودش را از
رفتن به پیش این کارمند منع میکرده و با مراجعه یکی از رفقا که از سر کنجکاوی به
همین کارمند رجوع کرده بود، این آشنای ما مجبور به شرح ماجرا شد و گفت آخر کار بود
که فلسفه وجود آینه را در دیوار پایین تخت به طور کامل متوجه شدم
جدا از اینکه من همون موقع هم شکم رفت
به اینکه مگر حالت آیرودینامیکی آشنای ما و کارمند مربوطه چگونه بوده که طرف به
عنوان مفعول چگونه توانسته انگشتش را در ماتحت آشنای ما به عنوان فاعل فرو کند نظر
شخصی این جانب این است که آشنای ما از این حالت خوشش آمده و حالت طبیعی را بهانه
کرده است)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:1  توسط ناظر
|
تو همين تهران خودمون يه دندون پزشك عراقي به 70 زن از بيمارانش تجاوز كرد. اين دندونپزشك به بهانه بي حس کردن دندان دارويي به لثه بيماران تزريق و آنها را بي هوش مي کرد. مرد دندانپزشکسپس بهزنان بيهوشتجاوزميكرد و بعد از چند روز با آنها تماس مي گرفت و به آنهامي گفت از صحنه آزار آنها فيلمبرداري کرده است و اگر به خواستهاش عمل نکنند، فيلم را توزيع خواهد کرد، سپس فيلم را به آنها نشان مي داد وپس از آن بود كه ....
با توجه به فيلمهاي كشف شده و دفترچه اي كه دندان پزشك تمام آدرس و تلفن زنان مورد تجاوز را در آن نوشته بود، مشخص شد كه دندانپزشك به 79 زن تجاوز كرده اما تنها 6 زن حاضر به شكايت شدند. بعد از ماهها بازجويي دندانپزشك به جرم خود اعتراف نكرد و دادگاه هم مدارك عليه وي كافي ندانست و اين ملعون را فقط به 8 سال زندان محكوم كرد.
نظر:
1- من نميدونم اگر فيم موجود از تجاوز اين آدم به بيماران خودش " مدرك كافي" به حساب نمي آيد پس مدرك كافي به چي ميگن؟
2- اگر يكي از زنان در حين تجاوز به هوش مي امد و با يكي از وسايل دندانپزشكي ضربه اي به اين ملعون ميزد تا بتواند از دست او فرار كند چه حكمي براي او صادر مي شد؟
3- من ريدم به سيستم قضايي تخمي تخيلي اين مملكت
4- نكته تاسف آور ديگر اين ماجرا عدم شكايت آن 73 زن ديگر از اين دندانپزشك است.
5- از نظر من حكم مناسب براي اين دندانپزشك به شرح زير اعلام مي شود:
الف- در زندان و به مدت 79 شب اين فرد را در اختيار 79 زنداني ديگر(ترجيحا داراي معامله كلفت) قرار داده تا هر شب خشك خشك به او تجاوز كنند.
ب- اين مرد بايد به دار آويخته شود اما طناب دار را نبايد بر گردن بلكه بر آلت جنسي اش بيفكنند و او را از اين ناحيه در ملا عام دار بزنند.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 14:5  توسط ناظر
|
اینجا نیمه پنهان من است. نیمه که به علت شرم و حیا تا به حال نتوانسته نظر خود را حتی در این فضای مجازی صریحا بین کند